تبليغاتX
صحنۀ زیبای تئاتر من


این یه شعر که جدیدن من گفتم شاید جملاتی باشه که ما روزانه به خودمون اینو تقدیم کردیم سبکش شعر سپید امیدوارم که خوشتون بیاد

(( آدم باشید انسانها ))

خرد شدم ، شکستم
زیر یک احساس

احساسی که پر از شادی نیست
مگر احساس ، شاد بودن داشت؟

بوسیله دیگران این احساس
با لوح غم به من تقدیم شد

مُردم درعین حال
که زنده می خواستم باشم

مُردم اما خاک من زنده است
نفس می کشد اما میمیرد با کشیدن یک آه

چه بس بود این دنیا
 و چه دنیایی است این آدم

هرگز ندیدم که شیر، شیر خورد
پس چرا می خورد انسان هم شکل خود را؟

چه موجودی است ، آری انسان
که همیشه گفتم آدم باشید انسانها



+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 16:8  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  |