تبليغاتX
صحنۀ زیبای تئاتر من


اندکی صبر خبری در راه است

منتظر بمانید
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 0:45  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  | 



این یه شعر که جدیدن من گفتم شاید جملاتی باشه که ما روزانه به خودمون اینو تقدیم کردیم سبکش شعر سپید امیدوارم که خوشتون بیاد

(( آدم باشید انسانها ))

خرد شدم ، شکستم
زیر یک احساس

احساسی که پر از شادی نیست
مگر احساس ، شاد بودن داشت؟

بوسیله دیگران این احساس
با لوح غم به من تقدیم شد

مُردم درعین حال
که زنده می خواستم باشم

مُردم اما خاک من زنده است
نفس می کشد اما میمیرد با کشیدن یک آه

چه بس بود این دنیا
 و چه دنیایی است این آدم

هرگز ندیدم که شیر، شیر خورد
پس چرا می خورد انسان هم شکل خود را؟

چه موجودی است ، آری انسان
که همیشه گفتم آدم باشید انسانها



+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 16:8  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  | 



سلام

بچه که بودم !!!

 به قول بهزاد منفرد عزیز، که دوست خوبیه واسه من و نقدشو قبول دارم چون با شناختی که ازش دارم بهش میتونم بگم استاد جوان بهزاد منفرد که واقعا دست نوشته هاش زیباست که گفت : باید روی این نمایشنامه ات کار شه و من میگم واقعا باید کار شه چون توی 30 دقیقه نوشته شده و واقعا جای کار داره

حامد عزیز پسر باد یا به قول خودمون حامد میرزا خلیل اول نمایشنامه ات خوب بود اما آخرش کپی پیست بود!!! حامد عزیز خیلی فعال ، تو آلودگی هوا و فضا و این سئوالو دارم که چرا حامد جان مدیریت فرهنگی وهنری می خونی که میتونستی رشته ای درباره نجوم و نجوم شناسی یا هوا شناسی بخونی ( حامد سردبیر هوا فضا یا یه چیزی شبیه اینه ) که مطئنم که حامد تو دلش میگه به تو چه ، اما حامد جان به قول من توی نمایشنامه و به قول شما یک متن کپی و پیسی من گفتم فلسفه هفت سین و تو اینترنت پیدا کردم ( داخل نمایشنامه ) و همونطوری اوردمش بدون اینکه اغراقی توش کنم چون اینطوری جذابتر برا من ، نمیدونم بهتر اینطوری که به فضا توجه میکنی به زمین این فضا توجه کنی چون زمین که فضا رو میسازه
 امیدوارم همیشه آسمون و فضا سفید باشه حامد جان .

دوست دیگمون ، زیبا خدایی ، متن خوب به نظر من تو کار تئاتر خیلی موثر 40 الی30 درصد من بازیگر خوبی نیستم و همینطور نویسنده خوبی و همینطور تئاتری خوبی نیستم اما نقد جالبی کردی که شاید تعریف از این کار من باشه (
فکر میکنی چقدر قابلیت اجرایی داره ؟ و چند بار باز نویسی اش کردی ؟ من نفهمیدم مونولوگه یا راوی اول شخصه یا مقاله تجربی در مورد هفت سین ) این کار چیزی تلفیق از همه این سئوالای شما . من و خیلی از دوستام سنت شکنی تئاتری میکنیم اما ... .
جوابای سئوالاتو میدم

1) من این نمایش و با مامان بابام بازی کردم پس اینطوری لمسش کردم

2) نسبت به تمرین و بازیگرش داره . خدا بیامورزه اموات تونو آنتونی کوئین که روحش شاد باشه انشا ا... به ایشون نقش گوژ پشت دادن . این بازیگر بزرگ نتونست نقش و در بیاره خسته و کفته و شاکی رفت کنار ساحل نشست گفت چرا من با این همه سابقه نمیتونم این نقش و در بیارم که خرچنگی رو دید که نظرشو به خودش جلب کرد و از اون خرچنگ الهام گرفت و نقش گوژپشت و در اورد اینو گفتم که بدونید یه متن ضعیف مثل متن من شاید با یه بازیگر خوب به بهترین نحو اجرا شه اما یه متن قوی با بازیگری ضعیف شاید اصلا ارزش اجرا نداشته باشه

3) 4 یا 5 بار بازنویسی کردم

4) اونی که نفهمیدی چه جور سبکی از نوشتن ، نکته مثبتی برا من چون با وجود داشتن یه هدف چندین مورد و نکته دستوری و نگارشی داشته !!!

و بالاخره دوست عزیزم محمد فکری ، کار شما زیاد نمیتونی بخونی پس به یکی از دوستاتون که تازه آرایشگاه رفته یا کچل که سرش خلوت بگو اینو برات بخونه

اگه میخوای کسی رو نقد کنی خودت اهل عمل باش

و در مجموع به قول خودم

خود دانی که خود فهمی ، خود فهمی که خود دانی



+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 15:10  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  | 



(( سلام لطفا به سبک نمایشنامه خوانی مطالعه شود و اجرا این نمایش فقط با حفظ نام صاحب اثر مجاز میباشد))

سلام

*بچه که بودم گاهی با خودم فکر می کردم که چرا ما کارایی رو انجام میدیم که فقط پیروی از نسل گذشتمون باشه و هیچ دلیل و برهانی برای اینکه چرا ما باید این رسم و بجا بیاریم نداریم در مجموع فلسفه کارای که رسم باید انجام بدیم چیه؟

*یکی از کارایی که من در موردش خیلی فکر کردم و همیشه نزدیکای عید ذهنمو به خودش مشغول میکرد  سفره هفت سین و چیدنش بود ، ههه پر از چرا بود این هفتا سین برا من ، تصمیم گرفتم تحقیق کنم در مورد هفت سین ، آره هفت سین

*اول این سئوال برا من مطرح بود که چرا هفتا سین چرا هشت سین نگیم چرا اصلا نگیم هفت میم که در مرحله اول تحقیقاتم پدر، مادر خودم رو مورد باز جویی قرار دادم

*مامان ، مامان ، مامان ، مامان

( صدایی داخل سالن میآید )

صدا : چته پسر نکنه باز جو گرفته زن میخوای که اینطوری نفس تو گلو میندازی منو صدا میکنی ؟

*کی مامان من ، من که بابا من اصلا زن که نه من میخوام اما اینو ولش کن مامان فلسفه هفت سین چیه ؟

صدا : من چه میدونم مگه من معلم فلسفه ام  اما از قدیم ندیما میگفتن که هفت سین هفتش نماد هفت روزه هفته و سین هفت سینم هر کدوم نماد خودشو داره

*اِه مامان نماد این هفتا سین چیه ؟

صدا : من چه میدونم اما فکر کنم مثلا سبزه نماد سبزی پلو با ماهی ساعت اینه که باطریش باید عوض شه گل سنبل نماد من و بابات ، سکه اینه که بابات یادش بیاد که اجاره خونه بالاتر میره سماق نماد چلو کباب که یادمون باشه غذایی به این نام داریم سمنو هم نماد مامان بزرگ خدا بیامورزت که خدا بیامورز خیلی خوب سمنو رو درست میکرد و سرکه هم اینه که سالاد برا رژیم خوبه پسرم

* یعنی مامان امشب هم سالاد داریم ؟

صدا : آره پسرم از کجا فهمیدی ؟ قربون پسر باهوشم برم 

*مرسی مامان ، در مرحله اول تحقیقاقتم متوجه شدم که سفره هفت سین و ما اختراع کردیم که خانواده یادشون بمونه برای سال آینده برنامه ریزی طولانی مدت کنن ، دومین مرحله تحقیقاتمو با پدرم شروع کردم

*بابا ، بابا ، بابا

صدا پدر : چیه نکنه باز پول میخوای ؟

*نه بابا کی پول میخواد

صدا : آخه هر وقت پول میخوای اینطوری صدام میکنی پسر

*اِهه بابا من که پول بخوام اینطوری صدات نمیکنم عین یه مرد سینه میدم جلو نفس عمیق میکشم میگم : بابا بابا (حالت لوس کردن)

صدا : خوب پسر حرفتو بزن ؟

*بابا هفت سین نماد چیه ؟

صدا : هفت سین ، هر کسی از سفره هفت سین برداشتی داره بعضیا برداشون از هفتا سین این سفره سال خوب و با برکت بعضیا دیگه هم نماد زیبایی و کلاسِ و از این چیزاست ، رسمی که از قدیمه خودم هم خوب نمیدونم اما قدیمی یا هیچ کاری رو بدون حکمت انجام نمیدادن پسر حتما دلیل خوبی داره

*بابا اون موقع جنگ که اسیر بودی نزدیکای عید با دوستاتون تو اسارت ، هفت سین درست میکردی ؟

صدا : آره پسرم

*هفتا سین از کجا گیر می اُوردی ؟

صدا : میخوای بدونی . هرچیزی که اولش س داشته باشه باهاش سفره هفت سین درست میکردیم چه روزایی بود

*مثلا چی بابا ؟

صدا : مثلا ، مثلا سجاده ، سوزن ، سیم خاردار ، سنگ ، سربند ،

*اومممممممم بابا این که شد شش سین

صدا :  خوب عمو سهراب هم بود اونم میشوندیم وسط سفره که هفت سین کامل شه خدا بیامرزتش پسرم ، راستی اگه میخوای فلسفه هفت سین بفهمی به هویتت ، تمدنت و فرهنگ ایرانیت توجه کن حتما جواب سئوالتو پیدا میکنی

*بابام گفت اگه میخوای به جوابت برسی هویت خودتو پیدا کن یعنی چی ؟ رفتم تحقیق کنم مجله ، اینترنت ، کتاب ، تاریخ ایران ، سفرنامه ، خاطرات و شاهنامه که فردوسی عید نوروز و به جمشید شاه نسبت داده بود و سروده بود :

به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار

*چه زیبا بود این شعر فردوسی ایرانی یعنی شاد زیستن ، اما هفت سین چی ؟ یعنی عید نوروز بود اما هفت سین نبود ؟ که تو ایترنت یه مطلب خوندم که هفت سین اولش هفت شین بوده که موادش با شین شروع می شده

*مواد تشکیل دهنده هفت شین
شمع، شیرینی، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین ماست ، چه سفره شیرینی بوده این سفره هفت شین

*بعدا هم هفت شین تبدیل شده به هفت سین که دلیل این تغییر نام معلوم نیست اگه هم معلوم باشه ما که نفهمیدیم چون باید سی و دو تا حرف الفبا رو هم مورد تحقیق قرار می دادم

*هفت سین که بوجود اومد سفره جالبی بود زیرا سفره هفت سین ، هفتا سینا ما با هم هیچ تناسبی نداشتند این هفت سین عبارتند  از سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزه اما فلسفه سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر ، سنجد، سبزه چیه ؟ که تو هرکدوم از کتابا نماد هرکدومو در اوردم شنیدنش جالب 

سمنو: نماد زایش و باروری گیاهان است و از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه می شود قابل توجه خانمای کدبانو

سیب: نماد باروری است و زایش در گذشته سیب را در خمره های ویژه ای نگهداری می کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه می دادند می گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد بدین صورت که اغلب درویشی سیبی را از وسط نصف می کرد و نیمی از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر می داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها می شد حالا سیب بخورید دکتر نرید

سنجد: نماد عشق و دلباختگی است و از مقدمات اصلی تولد و زایندگی ولنتاین سنجد بدید به هم 

سبزه: نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت است در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده که شمار مقدس برج هاست ، در قاب های گرانبها سبز می کردند. در دوران باستان در کاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برمی آوردند و بر هر یک از آنها یکی از غلات را می کاشتند و خوب روییدن هر یک را به فال نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد بود در روز ششم فروردین آنها را می چیدند و به نشانه برکت و باروری در تالارها پخش می کردند

سماق و سیر: نماد چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند حالا جوونای میرن شاد باشن اکس میخورن خوب سماق بخور ارزونتر تازه ضرر هم به بدن نمیزنه

 تخم مرغ رنگی هم نماد زایش و آفرینش است و نشانه ای از نطفه و نژاد

آینه: نماد روشنایی است و حتماً باید در بالای سفره باشه

آب و ماهی: نشانه برکت در زندگیِ ، ماهی به عنوان نشانه اسفند ماه بر سفره گذاشته میشه

سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده البته تبصره هم خورده که از عابر بانک هم میتونین سر سفره بذارین

شاخه های سرو، دانه های انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان سنبل و... را هم می توان جزو اجزای دیگر سفره هفت سین دانست

کتاب مقدس هم یکی از پایه های اساسی نوروزی است و بر اساس آن هر خانواده ایرانی به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سفره می گذارد

چه سفره زیبا و با برکتی خدایا من ، چه زیبایی داره این اصالت ایرانی و من باید یاد بگریم که در مجموع ایرانی هستم چون اصالت و تاریخ بزرگی داشتم ، دارم و خواهم داشت

 

 

نویسنده : رضا وثیقی نژاد طهرانی

 پایان

1/12/1386



+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 19:16  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  |