تبليغاتX
صحنۀ زیبای تئاتر من


سلام

یادش بخیر قدیما ما یه جشنواره هنری باحال داشتیم ، به قول خودم هه ( نیشخند ) ، آره امسال هم این جشنواره راه افتاد با چندتا تفاوت کوچولو اونم اینکه افتتاحیه اش تو حرم بود تو یه کلام جای تئاتر حرم آخه حرمت تئاتر و نمیدونید حرمت حرم و بدونید واقعا به نظر من زشته تو روزنامه ای بنویسن (( ازحرم تا تئاتر شهر )) این جمله شما رو یاد چه چیزایی میندازه ؟!!!

2ومین ایراد من اینه که آخه بزرگان تئاتری ما ، قربون اون ریشای با منظورتون برم ما تئاتری یا که مایه دار نیستیم تو سال هم چند ماه 1بار یه گروه خارجی میآد برنامه شو اجرا کنه ، آخه بلیط برا ما نیست تموم شده؟!!!

3ومین ایراد آخه تو رو خدا نقشه تهران و دیدید . یکی از کارا خوب تئاتر اینه که تئاتری داریم بنام تئاترخیابانی که من خیلی به این سبک علاقه دارم حالا جالبتر اینه که من صحنه ای رو ول کردم و اومدم خیابانی کار شدم چون یه سختی شیرین داره ، بگذریم ، بعد برنامه اجراها رو دادن ما ببینیم که دفتر اجراها فقط برا کارگردان مجانی اما برا بقیه 1000 تومن باید بدن . خوب میدیم مشکلی نیست . برگردیم سر مطلب اصلی ، اینه که برنامه اجراها مون جالب بود بعضی جاهاش . که از قبیل

1) فضای بیرونی شکو پارس ( کیلومتر 2 جاده قدیم کرج )
2) محوطه بیرونی مترو صادقیه
3) از گفتن جاهای دیگه معذوریم که ...

که یکی نیست بگه در گزینه 1 ما میخوایم برا راننده کامیونا اجرا بریم یا شکلاتا ؟ !!!
و در گزینه 2 حرفی ندارم باز یه نیشخند احمقانه ( هه )

متاسفانه خوب که گفتن تئاتر خیابانی نه تئاتر مترو یا تئاتر شکو پارس که واقعا از این برنامه ریزی تشکر میکنم

و در آخر ، کلام آخر :

خدایا کار ما رو ختم بخیر کن  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 16:27  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  | 



همانا زیباست سخن کسی که خنده ی زیبایی را بر لبان ما می آورد و چه بسا برآزنده اوست ((سلطان خنده)) اما دلی پر غم داشت ولی می خنداند چون هنری داشت زیبا و او معنا واقعی نمایش زیبا بود

حال بخوانیم نامه ای را که چارلی چاپلین به دخترش نوشته بود

جرالدین دخترم از تو دورم ولی یک لحظه تصور تو از دیدگانم محو نمی شود ، اما تو کجایی ؟...

در پاریس روی صحنه تئاتر پر شکوه شانزه لیزه در نقش ستاره باش و بدرخش ، اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هشیاری داد بنشین و نامه را بخوان .


هنر قبل از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پای او را می شکند .


جرالدین دخترم پدرت با تو حرف می زند ! شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد ، آن شب است که این الماس ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است . روزی که چهره یک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفریبد آن زمان بندبازی ناشی خواهی بود . بند باز ناشی همیشه سقوط می کنند.

از این رو دل به زر و زیور مبند ، بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه ما میدرخشد . اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار .

دخترم هیچکس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن خود را بخاطر آن عریان کند . برهنگی بیماری عصر ماست . به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است .

جرالدین دخترم ! با این پیام نامه ام را به پایان می رسانم .

انسان باش زیرا گرسنه بودن و در فقر مردن هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است



+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 23:14  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  | 



سلام

ببخشید این چند روزه نتونستم مطلب جدیدی ثبت کنم به چند دلیل ، یکی امتحانا، یکی مشکلای زندگی و دیگری جشنواره بین المللی تئاتر دانشجویی

ازهمین جا باید تشکر کنم از دوستانی که فقط حرف زدن و ادعا همکاری کردند و موقع همکاری و عمل که شد با الفاظی چون سرم شلوغ کار دارم یا بچه چقدرهولی یا عجله داری مگه دو ماهه دنیا اومدی یا اینکه حله تو برو کارتو انجام بده ، مواجه شدیم که تشکر ویژه می کنم از ادعا کردن قشنگشون ویاد یه ضرب المثل قدیمی افتادم که میگه

(( کس نخارد پشت من جز ناخون انگشت من ))

از گفتن اسم این دوستان معذوریم چون با ادعا هاشون ما رو شرمنده خودشون کردند

اما ازاساتیدی چون استاد میرحسینی و استاد فرمانفرمایی تشکر میکنم که حداقل با مشورت وتشویق تا الان سبب شدن که پیگیر کار شوم

از استاد رادان نیز بابت همکاری و لطف و مرحمت فراوانشان سپاس ویژه دارم همچنین از دوستان ودانشجویان علوم اجتماعی که منو یاری کردند

و فعلا از دوستانی چون مصطفی رمضان و سید رضا موسوی تشکرمیکنم که بدون هیچ ادعایی به همکاری با بنده پرداختند تا اسم رشته مدیریت فرهنگی وهنری دانشکده تهران واحد شمال را در یک جشنوارۀ هنری ثبت کنیم

و از انجمن مدیریت فرهنگی و هنری (انجمن خودمون) نیز تشکر ........ که من را یاری ....... !!!

(باتشکر از تمامی دانشجویان مدیریت فرهنگی وهنری)

و در آخر بزرگی میگفت :

(( اگه میخوای کسی رو نقد کنی خودت اهل عمل باش ))

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 14:57  توسط رضا وثیقی نژاد طهرانی  |